روزنوشت| پرسپولیس زود جدا شد

برابر عادت سالهاى اخیر، فوتبال برانکو نشان داد که براى قهرمانى، ساختهتر از بقیه است.
۱- این بار جنگ، زود مغلوبه شد. این بار مدعیان قهرمانى در همان قدمهاى اول به خط شدند. لیگ هنوز گرم نشده است که جاماندگان و پیشتازان، حساب خود را سوا کردهاند.
برابر عادت سالهاى اخیر، فوتبال برانکو نشان داد که براى قهرمانى، ساختهتر از بقیه است. پرسپولیس">پرسپولیس هم جاى خالى یاران جداشده اش را پر کرد و هم نشان داد که فاصلهها، اگر کاربلد باشى و اگر مربى باشى و اگر کوچینگ بدانى و اگر رهبرى تیمت را بتوانى، بسیار کم است.
در پرسپولیس سال ٩٧، هیچکس حواسش به رفتن فرشاد احمدزاده نیست؛ و باز هم هیچکس یاد محسن مسلمان نمىکند و دلش براى مهدى طارمى و صادق محرمى و محسن ربیعخواه هم نمىتپد.
بشار رسن، یک فانتزىباز «لاغر و استخوانى» مىنماید که عیبش در سبک وزنى اش است. نوراللهى و کامیابىنیا، زوج کاملترى را از تمام زوجهاى سالهاى پیش ساختهاند و عالیشاه، خالصاً مخلصاً مىکوشد تا فیل کسى هواى هندوستان وحید امیرى به سرش نزند.
بعد از پرسپولیس، سپاهان">سپاهان را داریم و استقلال">استقلال را که با ذوبآهن و پارس جنوبى، مدعى هستند. - درجه دو- هنوز تراکتور خیبرگیر نشده است.
به ترتیب قد: سپاهان، استقلال، ذوبآهن
٢- پرسپولیس در هفته دوم هم چشم به این سو و آن سو نینداخت. برانکو، مجبور نشد نیمنگاهى بدوزد به سوى سروش رفیعى و مهدى ترابى. برانکو با سیامک نعمتى و گادوین منشا که مکمل حرکات خودویژه علیپورند، بیشتر حال مىکند. در ساختن بازیکن و پروردن استعدادها، لذتى است که در هیچ جور «یار قر زدنى» نیست.
سپاهان هم مثل پرسپولیس. امیر نیز نظیر برانکو. چنته اش پر است. در هر پست و در تمام پستها، سپاهان قدرت مانور دارد. قدرتى بالا براى هرکار لازمى.
از تغییر بازیکن گرفته تا تبدیل بازى به فوتبال کاملتر. ذوبآهن هنوز بازیکن مىخواهد و استقلال هم خود را بىنیاز نمىداند.
استقلال که روحا... باقرى «بازىبلد» و پاس گل بده، که راحت دریبل مىزند و خوب جا میگیرد و نرم و بیصدا در ١٨ قدم «مىلولد» را دارد، باز هم مهاجم نوک گرفته است:... مرتضى تبریزى.
دنبال تیمهاى خوزستانى و تبریزى و مازندرانى و خراسانى نباشید. ما گشتیم، نبود.
پدیده با یحیى راه درازى دارد. نساجى و تراکتور خیلى کار دارند. درودگر که گل نمىزند، تا دژاگه و شجاعى چگونه وصله تن تیم جدیدشان شوند؟
هقهق فروخورده
اشکهاى نچکیده
٣- یک الف. بچه که امجدیه را به آتش کشید، حالا در قامت یک مربى موفق و بلکه در لباس مرد هفته، حرفى زد که دلهاى بسیارى را سوزاند.
امیر قلعهنویى که بىخیال طعنه وینفرد شفر شده و گفته او را که عنوان کرده بود: «.. این ذوبآهن، بیشتر از تیم سال پیش فوتبال بازى مىکند و بهتر هم بازى مىکند» نشنیده گرفته بود، در پایان بازى سپیدرود- سپاهان که سپاهان تیم دیگرى شده بود گفت: ... اگر غرورم اجازه مىداد، الان گریه مىکردم. گریه مىکردم براى خداداد. گریه مىکردم براى کریمى. گریه مىکردم براى سپیدرود. گریه مىکردم براى ٢٠ سالى که با خاطره بازى خداداد حال مىکردم. گریه مىکردم براى تماشاگرانى که عوض شدهاند.
به امیر که زبانش تیزى دارد و برندگى هم و حرفش را مىزند جون و دلى قرص که زبان حقگویش اینطور اقتضا مىکند، مىگوییم:... گریه کن امیرخان. براى فوتبال گریه کن. براى مربیگرى گریه کن. براى همه مربیان خوب و براى همه مربیان راستین، نه دغلکاران، گریه کن. براى تیمهاى مردمى اشک بریز. از شر مدیران نامدیر، گریه کن.
نترس. غرورت خرد نمىشود. غرورت له نمىشود. که بزرگ مىشوى، که بزرگتر مىشوى.
پینوشت: شاهبیت همه غزلهاى ابراهیم افشار پرید. غم او را پایانى نیست. با ابراهیم همدلیم.